این ۸۷ عجب سال نحسی دارد می شود برای سینمای ایران. از فرهنگ معیری و خسرو شکیبایی و حالا هم که مهرداد فخیمی....با اینکه همه می دانستیم عمرش به تار مویی بند است اما با رفتنش انگار تکه ای از تاریخ سینمای ایران کنده شد. یاد یاداشت ابی شیبانی افتادم که نوشته بود شکیبایی با شنیدن نام فخیمی و خبر حضورش در فیلمی برقی در چشمانش زده بود و با شوق به اعتبار او رفته بود تا باز هم مقابل دوربین مهرداد فخیمی برود. یاد حرف فرهنگ معیری افتادم که وقتی از نور فخیمی در مسافران می گفت اشک در چشمانش جمع می شد و حیرت زده از اعجاز نور فخیمی می گفت. سه رفیق قدیمی حالا هر سه در خاک آرام گرفته اند. خسرو و فخیمی چند قبری بیشتر با هم فاصله ندارد و فرهنگ هم صدر صد از روستای چاران به استقبال فخیمی آمده است. یاد ایده تبلیغاتی فرامرز روشنایی افتادم برای فیلم روانی. اولین عکسی که از آن فیلم منتشر شد عوامل صحنه و پشت صحنه در کنار هم ایستاده بودند. حالا سه نفر از آدم های اصلی آن فیلم یا بهتر بگویم سه نفر از آدم های اصلی این سینما رفتند و چه تلخ که رفتند.
تلخ ترین قسمت ماجرا این است که فرهنگ معیری و خسرو و فخیمی هر سه از سرطان رفتند. خدا لعنت کند این زهر سرطان را.
یک نسل دارد می رود. چه کسی جای این نسل را خواهد گرفت.
نوشته شده توسط رضادرمیشیان در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 ساعت 0:1 | لینک ثابت |

